طراوت همیشگی اش...
عشق یعنی اشک توبه در قنوت،
خواندنش با نام غفارالذنوب.
عشق یعنی چشمها هم در رکوع،
شرمگین از نام ستارالعیوب.
عشق یعنی سرسجوده دل سجود،
ذکر یا رب یا رب از عمق وجود.

اگر دین و معرفت به ستاره ی پروین هم آویخته باشد ، ایرانیان بدان دست می یابند
طراوت همیشگی اش...
عشق یعنی اشک توبه در قنوت،
خواندنش با نام غفارالذنوب.
عشق یعنی چشمها هم در رکوع،
شرمگین از نام ستارالعیوب.
عشق یعنی سرسجوده دل سجود،
ذکر یا رب یا رب از عمق وجود.

سایه دلخوشی من...
...باز هم این منم که بیشتر از پیش، روشنم از نگاه تو.
تنها تو بودی هر دم در اوج افکارم، یگانه توشه ی سادگی خاطراتم.وتنها از دوست میخواهم که دمی برایم فرو گذارد تا باز هم بگویم :

مادر! دوستت دارم.
آناپولیس چه بود و چه شد؟
به زودی...
